
کتاب بیچارگان | اثر فیودور داستایفسکی
هر قسط با تربپی:
۴ قسط ماهانه. بدون سود، چک و ضامن.
مترجم
آرزو آشتی جو
ناشر
چشمه
تعداد صفحات
۱۹۶
نوع جلد
شومیز
قطع
رقعی
موضوع
ادبیات کلاسیک، داستان فلسفی و روانشناختی
نوع محصول
کتاب چاپی
بیچارگان؛ وقتی فقر فقط جیب انسان را خالی نمیکند...
«بیچارگان» نخستین رمان فیودور داستایفسکی است؛ داستانی عمیق و تأثیرگذار که در قالب نامهنگاری، زندگی دو انسان تنها و کمدرآمد را روایت میکند؛ دو انسانی که در میان فقر، تنهایی، عشق و بیرحمی جامعه تلاش میکنند شأن و امید خود را حفظ کنند.
گاهی آدم برای زنده ماندن فقط به پول نیاز ندارد؛
به کسی نیاز دارد که او را ببیند...
داستان از طریق نامههایی شکل میگیرد که میان دو شخصیت اصلی ردوبدل میشوند و بهتدریج خواننده را با دنیای درونی، مشکلات و احساسات آنها آشنا میکند.
هر نامه، بخشی از زندگی آنها را آشکار میکند؛
ترسها، امیدها، دلنگرانیها، عشق، فقر و تلاش برای اینکه در جامعهای بیرحم، هنوز احساس ارزشمند بودن داشته باشند.
در این کتاب با چه موضوعاتی روبهرو میشوید؟
• فقر و مشکلات زندگی
• تنهایی و انزوای انسان
• عشق و وابستگی
• کرامت و عزت نفس
• اختلاف طبقاتی
• بیعدالتی اجتماعی
• نیاز انسان به محبت و توجه
• امید در شرایط دشوار
• تأثیر فقر بر روان و روابط انسان
• نگاه جامعه به انسانهای فرودست
چرا «بیچارگان»؟
چون داستایفسکی از همان نخستین اثرش، به سراغ انسانهایی میرود که معمولاً در حاشیه دیده میشوند؛ انسانهایی ساده که شاید در نگاه جامعه اهمیتی نداشته باشند، اما درونشان دنیایی از احساس، آرزو و درد جریان دارد.
«بیچارگان» فقط داستان فقر نیست.
داستان درباره این است که وقتی انسان از نظر مالی چیزی ندارد، آیا هنوز میتواند عشق، عزت نفس و امیدش را حفظ کند؟
داستایفسکی با روایت نامههای شخصیتها، خواننده را مستقیماً وارد احساسات و افکار آنها میکند؛ بهگونهای که فاصله میان خواننده و شخصیتها کمکم از بین میرود و دردها و دغدغههایشان واقعیتر از همیشه به نظر میرسد.
اگر به ادبیات کلاسیک روسیه، داستانهای روانشناختی، عاشقانههای تلخ و آثاری علاقه داری که در کنار یک داستان انسانی، تصویری از جامعه و زندگی آدمهای فراموششده ارائه میکنند، «بیچارگان» میتواند انتخابی ارزشمند برایت باشد.
گاهی «بیچارگی» فقط نداشتن پول نیست؛
گاهی بیچارهترین انسان، کسی است که در میان آدمها زندگی میکند اما هیچکس او را نمیبیند...